تبليغاتX
عشق فیلم
عشق فیلم
اخبار سینمای ایران و جهان

 

دیگه چه خبر ...

 

فیلمبرداری فیلم طاووس های بی پر 27 مهر ماه به پایان رسید . جواد مزد آبادی این فیلم را که اولین ساخته بلند سینمایی اوست ، 16 شهریور ماه  در روستای نجم آباد ورامین کلید زده بود . تمام صحنه های فیلم در این منطقه ساخته شده است . طاووس های بی پر داستان زنی به نام طاووس است که با شغلی خاص امرار معاش می کند اما درگذشت شوهرش زندگی او را دچار تنش می کند . گروه سازنده این فیلم در تلاش هستند تا فیلم را به جشنواره بیست و هفتم فیلم فجر برسانند . فریبز عرب نیا ، هنگامه قاضیانی ، پرویز سنگ سهیل ، حمیدرضا هدایتی ، آناهیتا افشار و آهو خردمند از بازیگران این فیلم هستند .

 

تدوین فیلم کیش و مات به کارگردانی جمشید حیدری و نویسندگی حسین مثقالی و خشایار الوند ، توسط روزبه حیدری به پایان رسید . این فیلم از 12 مرداد تا 11 شهریور ماه در شیراز جلوی دوربین رفت و داستان آن درباره جوانی جنوبی به نام بهروز است که دست به هر کاری می زند شکست می خورد و به خاطر بدشانسی دست به خودکشی می زند ولی نجات می یابد و با پرستاری به نام پریسا آشنا میشود که همین آشنایی مسیر زندگی اش را تغییر می دهد. حمید گدرزی ، الناز شاکر دوست ، نیما شاهرخ شاهی ، بهنوش بختیاری ، علی صادقی ، محمدرضا هدایتی ، احمد پورمخبر و اکبر عبدی ، شهره لرستانی ، سعید پیردوست ، مهدی میامی از بازیگران این فیلم هستند .

 

فیلم اخراجی ها 2 به نویسندگی و کارگردانی مسعود ده نمکی پنجشنبه 11 مهر ماه کلید خورد و دومین قسمت از تریلوژی اخراجی هست که به اسارت درآمدن اخراجی ها توسط دشمن و سرنوشت آنها و خانواده هایشان را پس از اسارت روایت می کند . محمدرضا شریفی نیا ، امین حیایی ، اکبر عبدی ، قاسم زارع ، ارژنگ امیر فضلی ، فخرالدین صدیق شریف ، سپند امیر سلیمانی ، رامین پرچمی ، بیوک میرزایی ، میر طاهر مظلومی ، مهران رجبی ، شیلا خداداد ، جواد رضویان ، نگار فروزنده ، نیوشا ضیغمی ، شهره لرستانی ، مهراوه شریفی نیا ، شاهرخ نور محمدی ، نرگش محمدی ، سید جواد هاشمی ، منوچهر آذر ، مینا جعفرزاده ، حسام نواب صفوی و کامبیز دیرباز ، علی اوسیوند از بازیگران این فیلم هستند .

 از سینمای جهان چه خبر ....

 

چند ماه پس از موفقیت فیلم هانکوک که در آن ویل اسمیت نقش یک فوق قهرمان افسرده را بازی می کرد ، این پول سازترین مرد سال نقش خود در فیلم پرفروش من یک افسانه هستم را تکرار خواهد کرد . من یک افسانه هستم در ماه دسامبر 2007 بهترین فروش آغاز نمایش را در سال گذشته شکست . کمپانی برادران وارنر تهیه قسمت تازه  من یک افسانه هستم را بر عهده خواهد داشت .

 

جرج کلونی برای فیلمبرداری جدیدترین فیلمش- مردانی که به بزها نگاه می کنند- به پورتوریکو رفته بود که در آنجا زلزله ای به بزرگی 6 ریشتر رخ داد اما هیچ آسیبی به کلونی نرسید . این فیلم درباره جنگ عراق و آمریکا بوده و درباره ارگانی فرضی است که معتقد است سربازها می توانند با یک سری آزمایش های روانشناختی توانایی های غیر عادی به دست آورند مثلا نامرئی شوند، از دیوارها رد شوند و با یک نگاه به بزها آنها را بکشند . در این فیلم کلونی نقش لین کسدی ، مامور مخفی آمریکا را بازی میکند .

 

برد پیت در فیلم اودیسه بر اساس شاهکار هومر ، ساخته کمپانی فیلمسازی برادران وارنر بازی خواهد کرد . برادران وارنر قصد دارد اودیسه را به کارگردانی میلر بسازد . همچنین برد پیت در پروژه بعدی استیو زیلان که فیلمی به نام مانی بال است بازی خواهد کرد . استیو زیلان این فیلم را بر اساس کتاب غیر داستانی " مانی بال : هنر بردن بازی ناجوانمردانه " نوشته مایکل لوئیس خواهد ساخت . کلمبیا پیکچرز تهیه کنندگی این فیلم را برعهده خواهد داشت .

 

معرفی فیلمهای جدید روی پرده :

 خواب زمستانی

 

کارگردان : سیامک شایقی

نویسندگان : اصغر عبدالهی ، سیامک شایقی

تهیه کننده : سیامک شایقی

موسیقی : سعید شهرام

مدیر فیلمبرداری : داریوش عیاری

 بازیگران : فاطمه معتمد آریا ، لادن مستوفی ، پگاه آهنگرانی ، آزیتا حاجیان ، مهدی میامی ، شاهرخ فروتنیان ، کوروش تهامی ، عمار تفتی

 خلاصه داستان :

این فیلم با فضایی شاعرانه قصه سه خواهر را روایت میکند که با هم زندگی می کنند و با مشکلات مختلف مالی کلنجار می روند تا را آینده شان را انتخاب کنند .

 محیا

 

کارگردان:  اکبر خواجویی

فیلمنامه: اکبر خواجوئی
تهیه کننده: اکبر خواجویی
مدیر فیلمبرداری: محسن ذوالانوار
موسیقی: بهرام دهقانیار

 بازيگران: شهاب حسینی، الهام حمیدی، بروز ارجمند، آزیتا حاجیان، مجید سعیدی، مهسا کرامتی، مریم بوبانی، نقی سیف جمالی، مرضیه خوش‌تراش، انوشیروان ارجمند

خلاصه داستان: جاوید جوانی است که به دختری به نام محیا علاقه مند است . اما بر سر راه رسیدن این دو به یکدیگر موانعی وجود دارد که ورای تصور جاوید است.

 معرفی چند فیلم جدید از سینمای جهان :

 کله چرمی ها                                   leatherheads

 

فیلمنامه نویسان : دانکن برنتلی و ریک رایلی

کارگردان : جرج کلونی

مدیر فیلمبرداری : نیوتن تامس سیگل

محصول : 2008 – آمریکا

 بازیگران : جرج کلونی ، رنه زلوگر ، جان کراسینسکی ، جاناتان پرایس ، کیت لانکر

 خلاصه داستان :

دهه 1920 ، داج کانلی کاپیتان تیم فوتبال آمریکایی دولوث بولداگز تیمی متشکل از ناجورهاست . هوادارانش هم دست کمی از بازیکنانش ندارند . تیم نه اسپانسری دارد و نه مدیری . داج تصمیم می گیرد کارتر فورد را که به او لقب گلوله داده اند و علاوه بر این قهرمان جنگ جهانی اول است ، به تیمش بیاورد . آمدن کارتر نه تنها موقعیت داج را تغییر می دهد ، بلکه خونی تازه نیز در رگ های لیگ فوتبال آمریکایی تزریق می کند .

 خیلی وقت است دوستت دارم              I've Loved You So Long                               

كارگردان : فیلیپ کلودل
نویسنده : فیلیپ کلودل
ژانر : مرموز ، درام
کشور : فرانسه - انگلستان
تاریخ اکران : 24 اکتبر 2008
مدت زمان فیلم : 115

بازیگران : کریستین اسکات توماس، لورن گرویل، السا زیلبرستین

خلاصه داستان : جولیت 15 سال در زندان به سر می‌برده است. بعد از آزادی، خواهر کوچکترش لئا به طرز عجیبی با او برخورد خوبی کرده او را به خانه‌اش می‌برد.

بچه عوضی                                                            Changeling                                                                   

كارگردان : کلینت ایستوود
نویسنده : میشائیل استراژینسکی
ژانر : مرموز ، درام ، جنایی
کشور : ایالات متحده امريكا
تاریخ اکران : 24 اکتبر 2008
مدت زمان فیلم : 140

بازیگران : آنجلینا جولی، جان مالکوویچ، جفری دوناوان، امی رایان

خلاصه داستان : دعای مادری برای پیدا کردن فرزند گمشده‌اش برآورده می‌شود اما زیاد طول نمی‌کشد که شک می‌کند آیا پسری که پیدا شده همان فرزند اوست؟

 

بررسی فیلم ریسمان باز

 

کارگردان : مهرشاد کارخانی

فیلمنامه : مهرشاد کارخانی

تهیه کننده : حبیب الله کاسه ساز

مدیر فیلمبرداری : فرشاد محمدی

تدوین : شهرزاد پویا

موسیقی : ستار اورکی

صدابردار : محمود خرسند

طراح صحنه و لباس : بابک پناهی

مدت : 82 دقیقه

 بازیگران : پژمان بازغی ، بابک حمیدیان ، کرامت رودساز ، نرگس محمدی

 شرح داستان :

میکاییل و عسگر کارگران کشتارگاهی در حومه ی تهران هستند . آن دو دوستانی صمیمی هستند و با هم زندگی میکند . روزهای آن دو با کار سخت در کشتارگاه می گذرد . آنها گاه گوسفندان مرده ای را که موقع حمل تلف شده اند در زمین های کشاورزان دفن میکنند تا خاکشان قوت بگیرد و پولی هم گیر انها بیاید . یک روز ولگردی به نام ایاز لاشه هایی را که آن دو دفن کرده اند از زیر خاک بیرون می کشد و به رستوران های جاده ها می فروشد . روزی عسگر که متوجه قضیه شده میکاییل را باخبر می کند . میکاییل هم ایاز را موقع بیرون کشیدن لاشه ی گوسفندی از زمین گیر می اندازد و به باد کتک می گیرد . سپس به سراغ رستوران داری که مشتری لاشه هاست می رود و پیش مشتری ها رسوایش می کند . میکاییل وانتی دارد که آن را قسطی خریده و با آن کار میکند . یک روز صاحب وانت که قسطش عقب افتاده از میکایییل می خواهد تا در ازای آن گاوی را از کشتارگاه به سوپر گوشتی در شهرک غرب ببرد و تحویل دهد . میکاییل و عسکر پس از جور کردن پول خرید گاو با وانت میکاییل برای تحویل گاو راه می افتند . پس از پشت سر گذاشتن ماجراهایی وانت میکاییل خراب می شود و آن دو مجبور می شوند گاو را پیاده با خود به مقصد برسانند . چند کوچه پایین تر از سوپر گوشت گاو فرار می کند و خیابان را به هم میریزد . میکاییل و عسکر سعی می کنند گاو را بگیرند ولی موفق نمی شوند و در نهایت میکاییل مجبور می شود گاو را با چاقو بکشد تا به کسی صدمه نزند . در پایان آن دو را می بینیم که در حالی که غروب شده بالای سر گاو مرده ایستاده اند .

 نقد فیلم :

 

مهرشاد کارخانی در گام بلندی که از اولین فیلمش گناه من تا ریسمان باز برداشته انبوهی از مفاهیم و درون مایه ها و ارجاع های مختلف به ژانرها و گونه های مختلف را گنجانده اما این کار را با چنان مهارت و ظرافت انجام داده که هرگونه تفسیر و معنایابی توسط منتقد نه تنها می تواند نوعی توضیح واضحات باشد که حتی به کار مخدوش کردن آن ابهام درونی می آید که راز اصلی زیبایی و جذابیت فیلم است .

ریسمان باز از موقعیت ها و لحظه هایی تشکیل شده که از پی هم می آیند و می گذرند . موقعیتهایی که گاه ربط چندانی هم به یکدیگر ندارند . به عبارت دیگر فیلم فاقد یک داستان سر راست و کلاسیک است . و این در حالی است که در نگاه اول هیچ تمهید روایی غیر کلاسیک و نامتعارفی در آن به کار نرفته . اما کارخانی این روایت کلاسیک را با چیدن ماهرانه ی سکانس های مختلف به دنبال هم به گونه ای تغییر شکل داده که ابهام درونی و ذاتی روایت های غیر کلاسیک آثار مدرن را تداعی می کند .

فیلم از دو بخش کاملا مجزا تشکیل شده که در ظاهر ربط چندانی به هم ندارند یکی از سکانس هایی که در کشتارگاه جریان دارند و دیگری طی طریق دو شخصیت اصلی به همراه یک گاو از جنوب شهر به شهرک غرب . هریک از این دو بخش هم باز از موقعیت هایی شکل گرفته اند که فاقد پیوستگی تماتیک اند. اما این در حالی است که به هیچ وجه نمی توان این طور نتیجه گیری کرد که مثلا می توان فلان صحنه یا سکانس را حذف کرد بدون اینکه خلای در روایت ایجاد شود . در سال های اخیر تقریبا فیلمی را سراغ ندارم که توانسته باشد از چنین موقعیت دشوار و خطیری سربلند بیرون آمده باشد . برای دستیابی به سبکی چنین دشوار و خطیر کارخانی در وهله ی اول تک لحظه ها و سکانس هایی را آفریده که فارغ از کلیت ماجرا و به خودی خود جذابیت و اصالت دارند. اولین برگ برنده او در این مسیر دو بازیگراصلی اش هستند که به عنوان مهمترین و اصلی ترین مولفه درام به تمامی این لحظه ها و سکانس ها معنا می بخشند . اگر غایت یک فیلم و اصلا یک اثر هنری رخنه در درونیات یک شخصیت و نزدیک کردن مخاطب به او باشد در تک تک لحظه های فیلم و فارغ از هر آنچه که جریان دارد بیننده آرام آرام در حال شناسایی این دو شخصیت است . از همان سکانس ابتدایی که میکاییل و عسکر در حال دفن کردن یک گوسفند مرده در زیر خاک اند تا به کار حاصلخیزی خاک و بدست آوردن پولی برایشان بیاید این روند شروع می شود و لحظه به لحظه ادامه پیدا می کند .

ریسمان باز نمونه مناسبی برای اثبات این نکته است که چگونه با شخصیت پردازی درست می توان هر لحظه و نمایی از فیلم را بدون ارتباطش با نمای قبل و بعد از خود طوری کنار هم چید که در عین عدم انسجام ظاهری کلیتی یکدست و منسجم به دست آید . نیمه اول فیلم با آن فضای ناتورالیستی و خشن اش به کلی در اختیار میکاییل و عسکر است و همین است که به این سکانس ها و نماها تشخص و معنا می بخشد . بازی سکوت پژمان بازغی و شخصیت ساده و حراف و گاه کمیک بابک حمیدیان لحظه ای مخاطب را رها نمی کند و فارغ از آنچه که در فیلم جریان دارد نگه او را آرام آرام به درون این دو شخصیت هدایت می کند . و البته این انسجام از مسیرهای دیگری هم بدست می آید . فضای خون بار و کاملا ناتورالیستی و خشن نیمه اول فیلم تصویری از دهشت نهفته در ذات فقر ارائه می دهد که کمتر نظیری در این سالها داشته است . در اینجا به جای برخوردی احساساتی و سانتی مانتال با فقر و فلاکت آدم ها ما به ازایی بیرونی و ملموس از خشونت نهفته در ذات فاصله طبقاتی و اجتماعی ارائه می شود که با آغاز نیمه دوم فیلم پررنگ تر هم می شود . چیره دستی کارخانی در نگاه به این معضل هنگامی آشکارتر می شود که به جای شعار و وعده و ارائه راه حل فقط این موقعیت ها را به تصویر می کشد و هیچ گاه حکم صادر نمی کند . نیمه اول فیلم با همه جزئیات وریزه کاری هایش مقدمه ای برای آغاز بخش دوم جایی که سفر شخصیت ها با یک گاو به سمت بالای شهر آغاز می شود تا یکی از متفاوت ترین و تاثیر گذارترین فصول سینمای خیابانی سالهای اخیر شکل بگیرد . سفر دو شخصیت اصلی با یک گاو از کشتارگاه به شهرک غرب به قصد سلاخی گاو در حکم بسط و گسترش نگاهی است که فیلمساز از ابتدای فیلم آغازش کرده است . برخلاف آنچه که در ظاهر به نظر می رسد خشونت ذاتی حاکم بر فضای این بخش بارها شدیدتر از خشونت آشکار و بیرونی نیمه اول فیلم است.برخورد میکاییل وعسکر در ابتدای راه شان با یک دختر زخمی آغازگر این خشونت درونی است.

فیلم در غروب یک روز که شخصیت ها مشغول دفن کردن گوسفند زنده در جنوبی ترین نقطه شهر هستند شروع می شود و با موقعیتی مشابه در شمال شهر در حالی که برج میلاد در پس زمینه قرار دارد به پایان می رسد . اما این بار لاشه یک حیوان به جای اینکه به کار حاصلخیزی خاک و بدست آوردن درآمدی برای میکاییل و عسکر بیاید خبر از بازگشتی غم بار به آغازی می دهد ک حاصلی جز فروتر رفتن این آدم ها نداشته است .

برگرفته از نوشته مسعود ثابتی ( ماهنامه فیلم )

 

|+| نوشته شده توسط آ.ن در پنجشنبه نهم آبان 1387 ساعت 14:59 |